انگلهای مقدس
همواره در جامعه بشری چیزهای وجود داشته که بعنوان « تابو » یا اشیاء مقدس با عقا ید وزندگی انسا نها پیوند ناگسستنی داشته ودر قالبهای گوناگون خودنمایی کرده است مفهوم مقدس ارتباط پیدا کردم این جهان محسوس با امورات ما ورائی ،متوسل شدن به آنها وواگذاری کارهای بیرون از توان بشر را به آنها دانسه است .بعید به نظر نمی رسد که این باورها با خرافات اجتماعی همپیوند باشد که در قالب قصه ،افسانه ها ی دیو وپری ،تعویض نویسی و...در خور جامعه قرار داده شده است یادم نمی رود که در کوچکی مادر بزرگ با سرهم کردن داستانهای ترسناک مبتنی بر جن زدگی ورسیدن باد پری به فلان شخص،بچه ها را از سروصدا آرام می کردند که با شنیدن چنین داستانهای واهی در دل ما یک تصویر وحشتناک ایجاد می شد.نهایتا ما را وادار به تن دادن این خرافات می کرد .چنانکه یکی دیگر از خرافه های اجتماعی تعویض نویسی است که بهترین راه امرار معاش برای مغازه داران این پیشه کثیف است وبا مجذوب نمودن ساده لوحان درمانده وعده ای از خشکه مقدسان بی خرد،بازارشان را گرم وچراغ غبار گرفته ی آن را مشتعل وفروزان نگه میدارد.اما امروزه که در قرن21 واقع هستیم که عصر عقلانیت یا خردورزی یاد می شود اگر در جوامع پیشرفته دلالان این بازار راسرگردان و ول می بینیم ولی در افغانستان وبرخی جوامع عقب مانده ،دکانهای اینها دارای جوش وخروش خاصی است واعتبار بالای دارد .هر چند که هر یک از مقوله های مذکور از قبیل مقدسات ،افسانه و...خاستار بحث عمیق علمی است اما مارا بی نیاز نمی کند که بطور مختصر گوشه از این بحث را باز کنیم .اگر دایره این بحث را کمی فشرده تر کنیم یعنی این خرافات اجتماعی با رنگ تقدس را در جامعه هزاره مورد بحث قرار دهیم ،خواهید قضاوت کردید که مصداق عینی وتام این خرافه گرایی تقدس نما سادات وبرخی آخوندهای شکم باره است که بار اضافی وانگلهای جامعه است .من از این طبقه تعبیر به انگلهای مقدس می کنم که باسایه افگندن این موجودهای خبیث ،روح جامعه هزاره را بیمار نگه داشته وهمواره مردم ما یک حرکت قهقرایی را پیموده است .این انگلهای جامعه وجانوران موزی با افسون گری ودمیدم وردهای دروغین که در اثنای اجرا ،یک ژست عجیبی بخود می گیرد به اهدافشان نایل میشود.جامعه سادات که نماد تقدس در جامعه سنتی هزاره است همیشه از این باور سوء استفاده های نمودند وتبدیل به یک بحران عقیدتی شده است که با تف {آب دهن انداختن}کردن به دهن اطفال وبیمار،سلانتی وشفای آنها را تضمین نموده ودر قبال این کار مزد کلان اخاذی می کند علی رغم اینکه مردم دستانشان را به عنوان تبرک بوس وحتی خاک پاهایش را سرمه چشم می کند .ابزار کاری وضروری که از لازمه زندگی یک فرد هزاره باشد وباسلامتی شخص دمساز باشد اگر این وسیله در اختیار ...قرار داده نشود باید منتظر یک حادثه واتفاق بد در زندگی شان باشد که هر لحظه دچار مرض روانی می شود.اینها نمونه های بود از خروارهای که در جامعه هزاره هر آن اتفاق می افتد.اما مسئولیت فرهنگیان وروشنفکران ما در قبال این نوع بر خورد های ناهنجار ،سکوت نیست بلکه روشنگری وسیدزدایی جامعه هزاره است که تا با زدودن این انگلهای ومفت خوران که بار اضافی جامعه مردم فقیر ومظلوم هزاره است که یک گام به جلو حرکت کنیم وموانع برای همیشه از راه پیشرفت مردم ما بر داریم.این بحث دامنه فراخی دارد که در فرصتهای بعد در صورتامکان بحث خواهم کرد.
نویسنده :ح.راسخ.