خاطرات بد را نقاشي ميكنند
چندي پيش فيلمي كوتاه و گزارشي ديدم در بارهي تلاشي متفاوت براي كاهش رنج ناشي از خاطرات و اتفاقات بد در كودكان و تجربه راهي براي بازگشت آنها به زندگي. اين گزارش تصويري "قطار زندگي" نام دارد و در آن ميبينيم كه دكتر جواد محمودي (روانپزشك) ميكوشد با روشهاي برونريزي به شيوهي نقاشي يا نمايشهاي كودكانه، كودكان به جا مانده از زلزلهي بم را از زير سايهي خاطرات هولناك زلزله و مرگ اطرافيانشان بيرون بكشد. اين كودكان بيش از هر چيز (35%) دچار اختلال استرسي پس از حادثه بودند. در ابتدا ميبينيم كه آنها خاطرات زلزله و مرگ را با انگشتان آغشته به رنگ نقاشي ميكنند. اكثر آنها خانههاي خراب و بستگان زير آوار مانده و خون را در بخشي از نقاشي خود جا دادهاند. بر خلاف تصور غلط قديمي كه برخي گمان ميبرند، گذشتههاي بد را بايد پنهان كرد و به خاطر نياورد و در بارهشان حرف نزد، روانپزشكان اثبات كردهاند كه برعكس است. بايد در بارهي آنها حرف بزنيم و به برونريزي آنها كمك كنيم تا به ذهن دچار اين گذشتهها فرصت مواجهه و كنار آمدن بدهيم. اين كودكان نقاشي ميكنند و در بارهي آنها توضيح ميدهند. در واقع از آنها خواسته ميشود كه توضيح دهند. پس از پايان اين جلسه نيز همه با هم، نقاشيهاي خود را پاره ميكنند (يا به عبارت دقيقتر و به خواست امدادگرشان، ريز ريز ميكنند) و ريزهها را به بالاي سر خود و دوستانشان ميپاشند و ميخندند.
همه رواندرمانيهاي موثر بر روي حادثه ناگوار و مسبب متمركز ميشوند؛ نه بر روي زندگي گذشته. در اينجا هم ميبينيم كه فقط در بارهي زلزله بم و تبعات آن كار ميشود؛ نه احيانا خاطرات بد ديگري كه ممكن است در ذهن كودكان باشد. آنها با نقاشيهاي خود نوعي مكالمه را تجربه ميكنند و با پاره كردن و دور ريختن آنها، چنين راهكاري را به ناخوادآگاه خود پيشنهاد ميدهند. پس از آن ميبينم كه "نمايش" قطار زندگي را با هم اجرا ميكنند و همه بستگان مردهي خود را از اين قطار پياده ميكنند (پذيرش واقعيت) و چوچو كنان به حركت خود ادامه ميدهند (واقعيت برتر). با توجه به نقش موثر سوگواري در كاهش آلام ناشي از مرگ اطرافيان، نمايش بعدي بچهها، اجراي دفن و سنگ قبر گذاشتن و فاتحه و سوگواريست. پس از آن است كه با توضيحات رواندرمانگر خود، با كمك خيال و "تصويرسازي ذهني" پرواز با يك قاصدك و سفر به سرزمين آرامش را تجربه ميكنند و يك فيلم كوتاه فانتزي را در خيال خود بازي ميكنند. نماي درشت صورت آنها پس از پايان اين سفر، بغايت شاد و آرام است. درمان شناختي رفتاريراهي است كه كمك ميكند تا به گونهي ديگري دربارهي خاطرات نامطلوب فكر شود. در نهايت و پس از چنين درماني، آن خاطرات كمتر استرسزا ميشوند و بيشتر قابل كنترل ميگردند. اين نوع درمان شامل چند جلسه آرامشبخشي هم هست تا كمك كند حوادث ناخوشايند را تحمل كنند و با آن كنار بيايند. كارايي درماني همين شيوهي رواندرماني در بارهي كودكان بم، بين 74 تا 98 درصد اعلام شده است كه خب آمار شگفتانگيز و تحسينبرانگيزيست. شايد به همين دليل است كه هنگام بالا ريختن ريزههاي نقاشي، خندهي كودكان شبيه رهاييست.