فصل زرد
پاييز فصلي از فصل هاي سال است، يا همان فصل زرد وغم انگيز يا همان فصل مرگ!
شعري پاييز: آلاچيق چلچله.
برگزيده شعر چين:
اندوه پاييز.
لولون شاعر چيني
چو نان كه سال هاي گذرند
موهايم به سپيدي مي گرايد
چو پاييز فرارسد
درخشان بر هنه شوند
حيرت زده از برگ زرد مي پر سم:
مي خواهي چنين جوينده شوم
زيرينش انده
شهر سنگ، ليو پوشي
كوه ها ايستاده اند
گرد پايتخت باستاني
همچنان استوار وتغيير نا پذير
امواج
بر ديوار هاي ويرانه مي كوبند
وبي اعتنا مي خروشند
زمان ماه
مي درخشيد كنار رود
بر سر زمين شكوه
اكنون هنوز مي درخشد
بر مرده شب
بر شهر ويران
« آنگاه كه بهار سرود خود را سر مي دهد، مردگان زمستان بر مي خيزند،
كفن را دور مي اندازند وبه پيش مي تازند جبران خليل جبران»
پايزخشم آلود در آخرين شعله هاي بي نور وحرارت آذر سوخته خا كستر شده بود، تازه تازه زمستان با اشك هاي ريز وتند ابر پاره هاي دي ماه پيدا مي شد، ومن وبد بختي با هم به جهان مي آمديم.
پاييز در پنجه هاي خشك ولاغر ويخ د ذه ي آخرين دقايق آذر ماه خفه مي شد، ونارنج هاي زرد مي رسيد، وجنگل هاي انبوه در توده هاي مترا كم مه گم مي شد، و من به دنيا مي آمدم......« احمد شاملو»