چهارشنبه 24 مهر 1387 - 15 شوال 1429 -15 اکتبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19206

                  (به گزارش روزنامه صبح کیهان تهران)                 

گزارش اختصاصي كيهان توافق غرب و طالبان براي گسترش تروريسم در منطقه

سرويس سياسي-
برابر گزارش هاي رسيده نيروهاي آمريكايي و طالبان پس از دو دور مذاكرات مقدماتي طي هفته آينده در «دوحه» پايتخت قطر گردهم مي آيند تا توافقنامه اي را ميان خود به امضا برسانند. براساس آنچه تاكنون ميان نمايندگان طرفين گذشته است، آمريكايي ها به نمايندگي از ناتو به طالبان اجازه خواهند داد در مناطق مختلف افغانستان به فعاليت هاي خود -از جمله اقدامات تروريستي و كشت خشخاش و حشيش- ادامه دهند و در مقابل طالبان از هرگونه اقدام نظامي عليه نيروهاي نظامي ناتو خودداري مي كند. برخي منابع موثق فاش كرده اند كه دامنه توافق پيشنهادي آمريكايي ها از اين هم فراتر مي رود و مطابق آنچه مدنظر آمريكاست به شرط آنكه متعهد شود در اروپا و آمريكا عملياتي سازماندهي نخواهد كرد و همه اقدامات خود را داخل منطقه خاورميانه محدود مي كند، از كمك هاي عملياتي آمريكا هم برخوردار خواهد بود.
توافقنامه آمريكايي ها با نيروهاي طالبان پس از آن آغاز شد كه نيروهاي ناتو از مواجهه با جنگ سالاران طالبان اظهار عجز كردند و «مارك كاتسون اسميت» فرمانده نظاميان انگليس در افغانستان جنگ با طالبان را شكست خورده معرفي كرد و «ژان لويي ژوژلين» رئيس ستاد نيروهاي مسلح فرانسه نيز حرف او را پي گرفت و گفت: «من با اظهارات افسر انگليسي مبني بر اينكه هيچيك از طرفين در افغانستان نمي توانند به پيروزي برسند و اينكه افغانستان راه حل نظامي ندارد، موافقم و دقيقا همين احساس را دارم.»
انگليس از اواسط سال 2006 بناي مصالحه با طالبان را گذاشت. اين در شرايطي بود كه شبه نظاميان طالبان تحت تأثير شكست برنامه جرج بوش در عراق، بسيار فعال شده بودند. سرفرمانده نظاميان انگليسي كه از آثار شكست نظامي نيروهاي ائتلاف در عراق نگران شده بود با طالبان محلي در دو ايالت قندهار و هلمند وارد مذاكره شدند. در جريان اين مذاكرات طالبان سه خواسته اصلي داشت و توافق را به قبول هر سه آن توسط انگليسي ها منوط كرد؛ 1-انگليسي ها و هم پيمانان آنها دخالتي در عمليات هاي نظامي طالبان در محدوده افغانستان نداشته باشند 2-نيروهاي انگليسي هم پيمانان آن كاري به كشتزارهاي خشخاش و حشيش نداشته باشند 3-نظاميان خارجي مانعي بر سر راه حركت سياسي طالبان در بازپس گيري حكومت ايجاد نكنند. اما از آن طرف طالبان تنها متعهد شدند كه به نيروهاي انگليسي مستقر در دو ايالت هلمند و قندهار آسيب وارد نكنند.
در اين فاصله اتفاقاتي افتاد كه از آثار به شدت زيانبار توافق انگليس- طالبان حكايت مي كند. در فاصله نيمه دوم سال 2006 تا نيمه اول سال 2008 آمار تلفات نظاميان انگليسي به كمتر از يك چهارم دوره مشابه- نيمه دوم سال 2004 تا نيمه اول سال 2006- رسيده اما آمار تلفات غيرنظاميان و اعضاي ارتش افغانستان به بيش از 6 برابر افزايش يافته است. در اين دو سال تنها 80 نظامي انگليسي كشته شده اند در حالي كه در اين دوره بيش از 950 عضو ارتش دولتي افغانستان در درگيري ها كشته شده اند. روزنامه انگليسي گاردين اخيرا با اشاره به حجم بالاي تلفات مردم افغانستان در درگيري ها نوشت: «تعداد غيرنظامياني كه در حملات آمريكا در افغانستان كشته مي شوند روز به روز افزايش مي يابد.»
علي احمد جلالي يك كانديداي رياست جمهوري آينده افغانستان كه تابعيت آمريكايي نيز دارد، 29 فروردين گذشته در ديدار با جمعي از افغاني هاي مقيم نايكرك هلند اعلام كرد تاكنون 34500 بار نيروي هوايي خارجي به افغانستان حمله كرده اند.
گزارش ديگري حكايت مي كند كه كشت موادمخدر- ترياك و حشيش- در ولايت هلمند كه تحت كنترل انگليس است 45 درصد نسبت به سال 2005 رشد داشته و به محل درآمد حداقل سه ميليون نفر از افغاني ها تبديل شد. منابع اروپايي اعلام كردند افغاني ها به تنهايي توليد و عرضه 95 درصد از موادمخدر اروپا را در دست خود داشته اند.
همكاري انگليسي ها با طالبان افغاني در حفاظت از مزارع ترياك با واكنش سازمان ملل مواجه شد ولي وقتي كه انگليسي ها استدلال كردند كه ما نمي توانيم توامان با خشونت و ترياك مبارزه كنيم، اين سازمان خاموش شد و از كنار نقش ويرانگر انگليس گذشت.
پس از آن بود كه فرماندهان ارشد استراليا، فرانسه، ايتاليا و هلند نيز با صراحت اعلام كردند كه مسئوليتي در قبال كشتزارهاي ترياك و حشيش ندارند.
اما نكته جالب ديگري كه در اين اثنا توجه رسانه ها را برانگيخت تلاش انگليسي ها و ساير 25 عضو شكل دهنده به ايساف براي بركناري دولت كرزاي و انحلال مجلس اين كشور بود. نيروهاي ناتو در طول 7سال گذشته دائما از لزوم تقويت روند دموكراسي در افغانستان و عراق سخن گفته اند. اما در ماههاي اخير همزمان شاهد طرح كودتا عليه ساختار قانوني اين دو كشور بوده ايم.
روزنامه تايمز لندن شنبه هفته گذشته از يك مكالمه رمزي ميان يك ديپلمات فرانسوي و دفتر رئيس جمهور فرانسه خبر داد و نوشت: كولز- سفير انگليس در افغانستان- معتقد است تنها دورنماي واقع بينانه براي افغانستان به قدرت رسيدن يك ديكتاتور قابل قبول در اين كشور است. هرچند وزارت خارجه انگليس بعد از انتشار گزارش تايمز اعلام كرد كه گفته هاي كولز در ديدار با معاون سفير فرانسه در افغانستان تحريف شده است ولي عدم تكذيب آن از سوي مقامات فرانسه در كابل از صحت آن خبر مي دهد. درست در همان زمان كه صحبت از ترجيح ديكتاتوري بر دمكراسي در افغانستان به ميان آمد تحليلگران سياسي آن را نشانه هاي چرخش ناتو به سمت طالبان ارزيابي كردند و البته چيزي نگذشت كه خبرگزاري ها از برگزاري دو دور مذاكره ميان حيات مشترك آمريكا، انگليس و دولت كرزاي با هياتي از طالبان در شهر رياض خبر دادند.
پيش از شروع مذاكرات، انگليسي ها با استفاده از رسانه هاي مختلف تلاش كردند تا ادبيات تازه اي را درباره طالبان باب كنند، وقتي جشن پيروزي تروريسم بر دمكراسي برگزار شد و افكار عمومي قادر به هضم آن باشد. روزنامه «8صبح» چاپ كابل اواخر هفته گذشته نوشت: «دزبراون» وزير دفاع انگليس در حمايت و جانبداري از طالبان، آنان را يك جنبش كاملا افغاني و برخوردار از حمايت افغان ها معرفي كرده است. «پدي اشدوان» يك سياستمدار سابق انگليسي كه به دليل مخالفت حامد كرزاي نتوانست سمت نماينده سازمان ملل در امور افغانستان را به دست آورد هم گفت: «طالبان يك جريان مذهبي ناسيوناليست پشتون است» سفير انگليس در افغانستان، طالبان را «شكست ناپذير» معرفي كرد و فرمانده نيروي هوايي اين كشور نيز طالبان را پيروز نهايي نبرد معرفي كرد. «كارلتون اسميت» از نياز ناتو به «معامله» خبر داد و روزنامه «لس آنجلس تايمز» حتي پا را از اين فراتر گذاشت و نوشت: «آمريكا با هدف كاهش خشونت ها در افغانستان در انديشه آموزش جنگ سالاران و گروههاي شبه نظامي افغاني است» البته رابرت گيتس پس از آنكه نتوانست موافقت كشورهاي عضو ناتو را براي اعزام نيروي بيشتر و قبول هزينه هاي جديد متقاعد كند، در حاشيه اجلاس وزراي دفاع ناتو در بوداپست اعلام كرد: «توافق و سازش بخشي از راهبرد سياسي براي پايان دادن به خشونت و درگيري است.»
انگليسي ها از دو سال قبل كه گفت وگو با جنگ سالاران طالبان را آغاز كرد از لزوم تمايز قائل شدن ميان «طالبان بد» و «طالبان خوب» خبر داد و در عين حال گزارشات متعدد از سازش انگليسي ها و آمريكايي ها با «طالبان بد» خبر مي دهند. سه روز پيش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه نوشت سازمان اطلاعات افغانستان (خاد) با افشاي طرح انگليسي ها مانع تحقق فرار حدود 3000زنداني پل چرخي در حومه كابل كه حداقل 500 نفر از طالبان در بين آنان بودند، شده است. يك سال پيش انگليسي ها كه محافظت از يك زندان در قندهار را به عهده داشتند به 1000 طالب زنداني امكان دادند تا با انفجار ديوارهاي زندان فرار كنند. تعداد زيادي از اين طالبان پرونده قتل عليه شهروندان افغاني داشتند و در عين حال با همكاري انگليس گريختند. در واقع طالبان بد- طالبان خوب تنها يك پوشش و يا توجيه براي پذيرش مذاكره با طالبان است.
جالب اين است كه نيروهاي ناتو در حالي از لزوم مذاكره با طالبان به قصد كنترل خشونت سخن مي گويند كه مقامات امنيتي آنان از پيشروي طالبان به سمت كابل خبر داده اند و بر تصرف طالبان بر بخش وسيعي از جنوب و شرق اين كشور اذعان كرده اند. در اين شرايط مذاكره با طالبان رها كردن مردم افغانستان در برابر هجوم جرياني است كه در دوره سه ساله حكومت خود حقوق اجتماعي مردم را سلب كرده و «ديكتاتوري» تمام عياري را بر جامعه افغانستان تحميل كرده بودند. يك روزنامه نگار افغان به خبرنگار واحد مركزي خبر ايران در كابل گفت: «فرار از خطر شكست باعث شد تا كشورهاي عضو ايساف بر مذاكره با طالبان تاكيد كنند.» عبدالقهار سروري اضافه كرد در دوره سلطه ناتو بر افغانستان، اكثر مناطق اين كشور اكنون تحت حاكميت مخالفان مسلح-طالبان- قرار دارد. در واقع كشورهاي عضو ناتو با فرار از مسئوليت خود در برابر وضع فعلي با روي آوردن به مصالحه با طالبان نشان مي دهند كه از آغاز كنترل اين گروه جايگاهي در انديشه آنان نداشته است.
از سوي ديگر بمباران وسيع مناطق متعلق به طالبان كه بمباران شد لشكرگاه مركز ايالت هلمند آخرين نمونه آن است، حكايت از پيچيدگي طرح ناتو در مواجهه با مشكلات همسايه شرقي ايران دارد. شايد كماكان تسلط مستقيم آمريكا بر پاكستان و افغانستان هنوز از دايره ذهن آمريكايي ها خارج نشده است.
آمريكايي ها و انگليسي ها تلاش مي كنند تا پرونده طالبان را از القاعده جدا كنند. بر همين اساس مقامات آمريكايي شعار مذاكره با طالبان آري- مذاكره با القاعده خير-
اما خبرهاي حاشيه اي و در عين حال قابل اعتماد مي گويند آمريكايي ها كه با طالبان بد مذاكره مي كنند چرا با القاعده بد مذاكره نكنند. ساندي تلگراف- چاپ انگليس- سه روز پيش در مقاله اي كه خبرگزاري مهر آن را بازتاب داده است نوشت: آمريكايي ها پست هايي را به طالبان خواهد داد تا از القاعده جدا شوند. ناتو نيروهاي داراي هويت سازماني را «القاعده» مي خواند و به آنان لقب تروريسم مي دهد. در همان حال طالبان را بخشي از يك طايفه بزرگ معرفي كرده و مقابله نظامي با آن را نادرست معرفي مي كند اما واقعيت اين است كه آنان همين الان با سران القاعده مراوده دارند و به آن بعنوان يك «دغدغه اي قابل اصلاح» مي نگرند.
بهرحال اولين دور مذاكرات تكنيكي در روزهاي 6 تا 9 مهرماه جاري با حضور و ميزباني ملك عبدالله پادشاه عربستان، 11نفر از طالبان، يك نفر از سوي حكمتيار، سه نفر افغاني ديگر كه هويتشان اعلام نشده و دو عضو دولت كرزاي و سفراي آمريكا و انگليس در رياض برگزار شد و به نتايج مقدماتي نايل آمد. طرفين موافقت كردند دور ديگري از مذاكرات را در رياض و دور نهايي آن در دوحه پايتخت قطر برگزار كنند. در عين حال مقامات افغاني و عربستاني عمدتا از هرگونه خبري درباره ماهيت اين اجلاس ها و اجلاس آتي اجتناب كرده اند. ذبيح الله مجاهد سخنگوي طالبان و همايون حميدزاده سخنگوي حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان اساسا گفت وگو را كتمان كردند ولي چند روز بعد سپنتا وزير خارجه دولت كرزاي اصل وقوع مذاكرات را تاييد نمود و حامد كرزاي نيز رسما اعلام كرد كه از ملك عبدالله خواسته است تا برادران افغاني- منظور دولت و طالبان- را در سرزمين وحي گرد آورد. مقامات ترجيح داده اند سكوت كنند. اما رسانه هاي اروپايي كه اصل خبر را درز دادند مذاكرات را مهم و نتيجه بخش اعلام كرده اند.
سرنگوني دولت طالبان در سال 1380 و روي كار آمدن حامد كرزاي با ماجراي 11سپتامبر گره خورده است. آمريكا تلاش كرده تا با اعمال حداكثر فشار بر پشتونها و توسل به شيوه نظامي بر دو كشور پاكستان و افغانستان مسلط شود و از طريق آن به تضعيف رقباي خود در آسيا- روسيه، چين، ايران و هند- بپردازد و خلأ در اختيار داشتن يك سرزمين پهناور در خاورميانه را پر كند. آمريكا تا چندي پيش نيز روي عمليات نظامي مانور مي كرد و حتي از لزوم افزايش تعداد نظاميان ناتو در افغانستان سخن مي گفت. بر اين اساس بايد ديد آيا روي آوردن به مذاكره با طالبان جايگزين افزايش نيروي نظامي خارجي شده است و يا اينكه مذاكره با طالبان و توافق طالبان- ناتو براي عدم حمله به يكديگر مقدمه درگيري جدي و مشترك اين دو از يك سو با توده هاي مظلوم پاكستان و افغانستان كه مخالف استيلاي غرب بر كشورشان هستند، و از سوي ديگر ايجاد مزاحمت براي كشورهاي آسيايي همسايه اين دو كشور مي باشد.
به نظر مي رسد مذاكره با طالبان افزايش نيروي نظامي ناتو در افغانستان را نفي نمي كند و لذا به كاهش تنش ها در اين دو كشور كمكي نخواهد كرد. آمريكايي ها با صراحت اعلام كرده اند كه براي آنان اهميت پاكستان و افغانستان بيش از عراق و لبنان است. باراك اوباما و مك كين نيز هر دو بر لزوم تمركز روي افغانستان و پاكستان تاكيد كرده اند.
آمريكا هرچند شانس زيادي براي يك طراحي موفق و متداوم ندارد و مسائل لبنان، فلسطين، عراق، سوريه و پرونده هسته اي ايران نشان مي دهد راه حركت آمريكا در خاورميانه به هيچ وجه هموار نيست اما در عين حال مسلمين هرگز نبايد از توطئه رنگارنگ دشمنان خود غفلت ورزند.