ای تنهایی،  زاد و بوم من توی. که در دیار غر بت غریبم و بیگانه!

ای وطن،با دیدگان اشک افشان به سوی تو می آیم.

تنهایی من! همچون مادران انگشت ببجنبان اشک های چشمانم را از گونه ها ام پاک می کند.(ما در) زیبا ترین واژه ای است که آدمی بر زبان آورده است.واژه ای کو چکی که از امید و عشق و عطوفت آکنده است.مادر،تمام زندگی است، تسلای اندوه، امید نا امیدی توان و نا توانی است،سر چشمه ی عطوفت و بخشش و ترحم است و آن کسی که مادر از دست داده،پس از او تکیه گاه و نگهبانی نمیابد.

همه چیز طبیعت نشانه ای از(مادر )است. خو رشید ما در زمین است، آن به گر ما ی خود شیر می دهد.

گفتم تصویر مادرم را بر کاغذ دیدم نقاشی کنم. صدای بال های ما درم را شنیدم گوی تمام روحم به دید گان مادرم آ رام گرفت،

دستانی کوچکم را با مهر بان اما درد مند ا نه به صورتش کشیدم اشک در چشمان ش حلقه زده بود،آ رام گفت آ یا دل شکسته، می تواند تسلای شکسته دلی دیگر با شد؟ از شانه ام گرفت با قد خمیده لبهای لرزانش را به چشمان تنهایی ام گذاشت،با گوشه ی چادرش اشکم را پاک کرد،

گفتم مادر همچون درختان و گل ها ست، درختان مادر میوه است گل ها مادر زیبای ها، پس مادر درخت است و من میوه عجب تعبیر قشنگی، با صدای آ کنده از مهر و عطوفت مرا به سینه ا ش چسپان و گفت فرزندم! از روزگار به تنگ آ مده م و پای در ظلمت مرگ می گذارم مرا بعد از مرگ به طومار فرا موشی بی پیچ، که تنها ام و خا موش، در دل تاریکی شب سر از با لای بالش بر داشتم به اطراف نگاه کردم، همه ساکت و خا موش بدنم لر زید با خود فکر کردم نکند ما درم را در خواب دیده با شم آ هسته در هم شکسته فر یاد زدم مادر خا موش ترین لحظه هایت را به یاد می آ رم از پس پرده ی اشکم، چهره ی تو را دیدم و چشم هایت را نگریستم که به من دوخته شده بود،به جای گل، تا جی از خار بر سرم گرفتم،به جای عطر و عو ، با خون و اشک پیکرم را غسل دادم سر که ی تلخ نو شید م در آ غوش تنهایی، و دلتنگی به خواب رفتم.

ای تنهایی، ای خانه من،ای خلوتگاه، ما از همدیگر سوال نمیکنم و از هم شکوه ی نداریم زیرا همه چیز در نگاه تنهایی نور در نور است، و لحظه های آ رام تر می گذرند، لحظه ها در روشنی روز گرانتر از تاریکی شب  نمیگذرد، ای مادر من گوی تنهایی در تاریکی زندانی ام  کرده، تنهای چون سایه ای لر زان از کنار می گذرد،

به گفته ای«جبران خلیل جبران» ... و هر که بر ستم صبر کند و در برابر ظلم عصیان نکند، هم پیمان کافران حق و شریک جرم قاتلان افرادی بی گناه خو ا هد بود.

تنهایی همچنین هم پیمان کا فرا ن حق و شریک جرم قاتلان افراد بی گناه خواهد بود.