کلمه
(آن چه چشم بینند دل با ور نمی کند )
به این سکوت شب نا اشنا شک دارم .سکوت یعنی تا ریک" شب که تا ریک می شود همه سکوت می کند.
اما هما نطورکه ادم ها همیشه چیزی را با ور می کند که دلشان می خوا هد با ور کند .
بعضی وقت ها انقدر فکرم را اشغال می کند که تا به جنون کشانده شوم.
از ان لحظه به بعد تصمیم می گرم در سکوت زجر بکشم
اما می بینم دو باره سرو کله ی دعوت نا مه ها درصندوق پستی ام پیدا شد.
از خد متکار دلم می خوا هم کسی را راه ند هد به دفتر دلم چو ن در حال خلسه ام نمی دانم به کجا میروم به سوی ملا مت یا جنون .
نوشتن یکی از منز وی ترین کار های دنیا ست "وقتی می نشینم به در یای نا شناخته ای رو حم نگاه می کنم جزایری در ان می بینم...بعد سواری کشتی ام می شوم که نا مش کلمه است..
(هیچ کس نمی تواند یک در یا را محو کند و مبدل به خاک)
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 11:18 توسط باقر فهيمي
|